این منم که تورا می خوانم
نه پری قصه هستم در آفاق داستان
و نه قاصدکی در یک قدمی تو
من یک انسانم
کسی که همواره یه یاد توست
سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی میکنم
برای کفتران چاهی دانه می ریزم
و ماه را به مهمانی درختان دعوت میکنم
این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی
می نویسم تا تمام درختان سالخورده بدانند
که تو دوست داشتنی ترینی
پس آرام و گرم می نویسم
دوستت دارم![]()

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه ! بی تاب شدن عادت كم حوصله هاست
مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب
در دلم هستی و بين من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟
« بال» وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است
مثل شهری كه به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری عشق
و سكوت تو جواب همه ی مسئله هاست...
اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم
...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم
![]()
انسانها شوخي شوخي زخم زبون ميزنندوقلب ها جدي جدي مي شكنندوتو
شوخي شوخي لبخند مي زني ومن جدي جدي عاشقت ميشم نمي خواهي شوخي
شوخي به اين كه جدي جدي دوستت دارم فكر كني
دوستت دارم تا همیشه..تا ابد.. دوستت دارم تا جنون...تا دیوانگی دوستت دارم تا گریه...تا بهانه... دوستت دارم تا مهربانی...تاخاطره... دوستت دارم تاضربه...تا شکستن ... دوستت دارم تاعذاب... تاامید... دوستت دارم تا دوباره... تا خیال... دوستت دارم تا دیدار...تا عشق... که بدترو بهترازآن نمی شناسم...

عزیزم توجاده ی فدا شدن
اون که هرگز نمیشه خسته منم .
اونی که با صد امیدو آرزو
دلشو بسته به عشق تو منم.
آخه تو پاک ونجیبی تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو؟
تا ندای عشق رسید بر من
شوق زندگی دمید بر من
آخه تو پاک ونجیبی تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو؟
می خوام تو دریای چشمات
تا جون دارم شنا کنم.
می خوام حساب خودمو
از عاشقا جدا کنم .
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه
می خوا عشق و جنونمو راهی قصه ها کنم .
آخه تو پاک ونجیبی تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو؟

گفتي كه به احترام دل باران باش
باران شدم وبه روي گل باريدم
گفتي كه ببوس روي نيلوفر را
از عشق تو گونه هاي او را بوسيدم
گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن
من هم چو گل ستاره ها تابيدم
گفتي كه براي باغ دل پيچك باش
بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
گفتي كه براي لحظه اي دريا شو
دريا شدم وتو را به ساحل ديدم
گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش
مجنون شدم و زدوريت ناليدم
گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز
گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم
گفتي كه بيا و از وفايت بگذر
از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم
گفتم كه بهانه ات برايم كافيست
معناي لطيف عشق را فهميدم


لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ
گلها انار شد داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند.دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار كوچك بود.دانه ها تركیدند.انار ترك برداشت
خون انار روی دست لیلی چكید
لیلی انار ترك خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید
خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود
كافی است انار دلت ترك بخورد

سلام سلام دوستای گلم
خوبيد مهربون های عزيزم
چه خبراااا چی کارا ميکنيد
ماه رمضون هم شروع شد مهمونی خدا شروع شده چه خوبه که ما تو اين ماه خوب و پر برکت حواسمون باشه که ..........
راستی موقع افطار مارو هم دعا کنيد که خيلی به دعا هاتون محتاجيم...
من و اميرمهدی تصميم گرفتيم که يه وبلاگ مشترک داشته باشيم و دوست داريم که تو اين کارمون موفق باشيم که با کمک شما حتما موفق ميشم و اميدوارم که به ما کمک کنيد و ما رو تنها نذاريد.....
همتون و خيلی خيلی دوست دارم و آرزو دارم که تو همه کاراتون موفق باشيد
بازم ميگم ما رو موقع افطار و سحری يادتون باشه....
دوستون دارم
موفق باشيد و شاد
عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، آه شبان
عشق يعني معني رنگين کمان
عشق يعني شاعري دل سوخته
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يک تيمّم، يک نماز
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن